دگم به قلم آیناز تابش
پارت سوم :
لیلین سایه نویس بود. وقتی برای بازدید اولیه از خانهی ژان بوسوعه رفته بودم او را درحال صحبت با ژربرا دیدم. دختر نازپروردهی خانوادهی بوسوعه میخواست زندگینامهاش را بنویسد؛ ولی چون حوصلهی نگارش آن را نداشت از لیلین خواسته بود که این کار را انجام بدهد و در ازایش مبلغ ناچیزی بگیرد. درک نمیکردم یک دختر پانزده ساله که اوج تحول در زندگیاش تغییر رنگ پیراهنهای چینچینیاش بوده چرا باید بخواهد زندگینامه داشته باشد؟ ولی چون اهمیت نداشت رهایش کردم. لیلین دوستم داشت. خودش این را میگفت. نه من دلیلش را نپرسیدم نه او توضیح داد. فقط یک بار پرسید آیا من هم دوستش دارم؟ راجع به سوالش فکر کردم.
دلیلی نیافتم که دوستش نداشته باشم. لیلین یک دختر عادی بود. بازیگر موردعلاقهای نداشت، هر فیلمی که فرصت داشت در سینما ببیند را میدید. از نویسندهی خاصی خوشش نمیآمد؛ هر کتابی دستش میآمد را میخواند. برای صحبت کردن موضوع ویژهای مد نظر نداشت؛ هر بحثی میانمان میافتاد را ادامه میداد. برایش فرقی نداشت که با چه کسی صحبت کند یا اصلاً تا آخر عمرش حرف نزند.
تدبیری برای نجات بشریت از زندگی فلاکتبارش نیندیشیده بود و پیرو تفکر خاصی نبود. احتمالاً از شخص من هم خوشش نمیآمد؛ فقط چون سر راهش بودم عاشقم شده بود! میگفت اگر خلاقیت و دانش لازمه برای ساختن شخصیتش را داشت و میدانست از انتخابهایش پشیمان نمیشود جای سایهنویس یک نویسندهی واقعی میشد. دوست نداشت چیزی را خلق کند. دلش میخواست ایده را بدهند و او فقط پیش ببرد. نقشه را بکشند و او فقط قدم بردارد. هرگز خودش را لایق تصمیمگیری نمیدانست. همین باعث میشد مانند دیگران آزارم ندهد و از وجودش احساس بدی نگیرم. آخر آدم نمیتواند از کاغذ سفید ایراد بگیرد! گویا برایم خاص بود که لیلین برخلاف بقیه دغدغهی "یک چیزی بودن" را نداشت.
مطالعهی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
Asal
0بله به نظرم عشق میتونه بی دلیل به وجود بیاد
۴ هفته پیشکیمیا
0کارکتر لیلین به نظرم جذاب نیست ، ای کاش در سایه نمی نوشت .کاغذ سفید برای من جذابیتی نداره اگر حتی کلمه ای در مورد خودش روی کاغذ زندگیش می نوشت من تحسینش میکردم. شاید ژرار رقابت نمیکنه ؟
۲ ماه پیشسودابه
0در مورد لیلین حس می کنم یک معصومیتی داره و در مورد ژابر نمی توانم حدس بزنم
۲ ماه پیشبرکه
0یکم شخصیت لیلین زیادی سادس
۴ ماه پیشیاسمین
0لیلین رو خوب توصیف کردید.
۷ ماه پیش
آیناز تابش | نویسنده رمان
🥰🥰🍒
۶ ماه پیشمیم
0تا اینجا خیلی برام جالب و قشنگ البته درک کردنی بود دوسش دارم :)
۱ سال پیش
آیناز تابش | نویسنده رمان
مرسیی:)) خیلی خوشحالم که دوستش داشتید
۱ سال پیشمیم
0حس عجیبی میده انگار تو زندگیش هیچی نیست شادش کنه انگار ی روتین ساده زندگی فقط زندگی میکنه و خب اگر مرگ به سمتش بیاد زیاد اهمیتی ندارع میگه حتما چیزی بوده ک مردم همینقدر عجیب و افسرده.
۱ سال پیش
آیناز تابش | نویسنده رمان
نه اتفاقا افسرده نیست چندان اما تا حدی آنهدونیا داره
۱ سال پیشستایش
1منم از این دختره خوشم اومد
۱ سال پیش
آیناز تابش | نویسنده رمان
خیلی کلا ناز و عجیبه لیلین:))
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...
زری
0شخصیت لیلین خیلی شبیه منه انگار از روی من نوشته شده😅